اي راهب كليسا ديگر مزن به ناقوس
خاموش كن صدا را نقاره مي زند توس
آيا مسيح ايران كم داده مرده را جان
جاني دوباره بردار با ما بيا به پابوس
خورشيد آسمان ها در پيش گنبد او
رنگي ندارد آن جا چيزي شبيه فانوس
روياي نا تمامم ساعات در حرم بود
باقي عمرم اما افسوس بود و كابوس
مریم آن کاخ عبادت را نیاز دید چون در خویش آثار مخاض
وحی آمد گر چه هستی محترم لیک بیرون شو بدین حال از حرم
این مکان غیر از عبادتگاه نیست مسجد است اینجا ولادتگاه نیست
گر چه فرزندت بود عیسی ولی فرق ها دارد مسیحا با علی
-----------------
لیک بهر فاطمه از آسمان این ندا آمد که نزد ما بمان
فاطمه بنت اسد اُمّ اسد غم مبادا بر دلت یکدم رسد
آمدی در کوی ما محزون مرو مثل مریم از حرم بیرون مرو
کشتیم را نوح آوردی بیا اهل حق را روح آوردی بیا
-----------------
کعبه یک در داشت آن هم مشرکان رفت و آمد می نمودندی از آن
گفت با خود هوش باش او حیدر است نی سزاوار ورود از این در است
این بگفت و نعره بر افلاک زد بحر مولا سینه ی خود چاک زد
