تبليغاتX
★ ماه بني هاشم عباس (ع) ★

صدها نفر از رقص جنون جامانده
سالار در اين قافله تنها مانده
دلها شده پردرد مگر علت چيست؟
هفتاد و دو شب تا محرم مانده

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 3:28 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 


دلم برا حرمت پر میزنه

یه دیوونه دوباره در میزنه


 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت 1:32 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

در وصف حضرت عشق و وفا عباس(ع):

در وصف حضرت عشق و وفا عباس(ع):

اي خدا نفس بده كه نفس پاي اين علم بزنم ، نفس بده كه فقط از حسينت دم بزنم

كنار سينه زنانت چه ميشود ارباب ؟ ميان صحن و سرايت شبي قدم بزنم

نفس بده كه ز شب تا غروب تاسوعا ، ميان گريه  كنانم  دوباره  دم بزنم

عباس كنار علقمه  شده غوغا ،رسيده بوي مادرم زهرا مگر چه رخ داده در اينجا ؟

عباس  همه اميد زينب كبري(س) 

امير دريا دل ابوالفضل ،  كليد هر مشكل ابوالفضل

عباس  رسيده است دوباره تاسوعا  رمان بي قراري مولا

نظر نما كه با وفايي ، عباس مسيحي ها دخيل كوي تو  اسير قرص ماه روي تو ميگن

كه عباس چقدر آقاست عباس بنازمت كه تو همه دنيا مسيحي و مسلمون و بودا  

برا هميشه پرچمت بالاست  ..................

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 ساعت 10:6 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

انگور می خرند پذیرائیت کنند

مهمان جشن شوم یهودائیت کنند

شکر خدا که بر بدنت نیزه ای نخورد

قسمت نبود حضرت یحیائیت کنند

این اشک شوق ماست که شکر خدا نشد

نیزه سوار زخمی صحرائیت کنند

گل ریختند روی تنت ای غریب طوس 

تا در نگاه شهر تماشائیت کنند

بخشیده اند مهریه شان را زنان شهر

تا گریه بر غریبی و تنهائیت کنند

 

ما رفتیم  پا بوسه امام رضا (ع).........................

|+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 9:8 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

 

حرکت کشتی نجات آدمیان نیاز به دریا ندارد این کشتی با قطره اشکی راه میرود که در عزای حسین ریخته میشود


 

هرکه را عشق حسین نيست زخود بي خبر است 

  کشته عشق  حسین از همه شخص زنده تر است 

      بس که  آن جلوه توحيد  مرا در نظر است 
 

     هرکجا مي نگرم نور رخش جلوه گر است

|+| نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 11:35 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

در حسرت آن کفی که از آب/ برداشت و فرو فکند و بگذاشت


هر موج به یاد آن کف و چنگ/ کوبد سر خویش را به هر سنگ


چون ماه به چهارده برآید/ دریا به گمان فراتر آید


ای بحر بهل خیال باطل/ این ماه کجا و بو فضائل

 

|+| نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387 ساعت 1:11 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

 
onLoad and onUnload Example