تبليغاتX
★ ماه بني هاشم عباس (ع) ★

 

|+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 11:38 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

رنگ سبز که نمادی مذهبی در فرهنگ ایرانیان دارد و نشانه متبرک بودن و توسل به ائمه و معصومین است این روزها در ترکیب متفاوتی بعنوان دست بند و پیشانی بند تبلیغاتی کاندیداها تبدیل شده است.
به گزارش سایتهای خبری حامیان موسوی با قیافه های عجیب و متفاوت با استفاده از این ترفند تبلیغاتی بشدت در شهر جلب توجه می کنند.
این در حالی است که شباهتی میان آرایش دخترها و دست بند سبز رنگ که تاکنون نمادی مذهبی بود وجود ندارد. به راستی چرا باید حرمت رنگ سبز را بشکنیم؟؟؟ اندکی در جامعه نگاه کنید این پسران و دختران آیا واقعا مذهبی و سبز هستند؟؟؟

سبز یعنی ساقی و مست و هدف

همچو عباس یل شاه نجف


 


|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 11:45 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

  يادمه بچه بودم ارمني ، كافر و يهود ، بودايي، سني ،زرتشت  هر كي از هر ديني بود روز تاسوعا كه بود زير پرچم تو بود.

فهميدم نيستي فقط وقف شيعه علي بلكه آقامون تويي عشق بين المللي ابوفاضل مدد ............. 

 

امیر علقمه از صدر زین به زیر افتاد

میان لشگری از تیغ و نیزه گیر افتاد

دو دست تشنه او ماند و طعنه تکبیر

به یاد منزلت آیه غدیر افتاد

چقدر شدت ضرب عمود سنگین بود

دوباره چند ترک بر دل کویر افتاد

نگاه زخمی و شرمنده اش به آقا گفت

ببخش مشک حرم بین این مسیر افتاد

چگونه پیکر او را به خیمه ها ببرد

حسین گریه کنان فکر یک حصیر افتاد

|+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ساعت 1:54 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

ایام فاطمیه تسلیت باد

با پا زدند بردر و در را صدا زدند

بی اطلاع آمده و بی هوازدند

دیدند چون حریف نبردش نمیشوند

دستش طناب بسته به او پشت پا زدند

یک عده جاهل متجاهر به فسق هم

لب تشنه آمدند ولی آب را زدند!!

یکدسته مس که رنگ طلا هم ندیده اند

تهمت به بی کفایتی کیمیا زدند

با جمع نا منظمشان سنگریزه ها

سیلی به روی مادر آیینه ها زدند

شیطان پرست های به ظاهر خدا پرست

حتی تو را برای رضای خدا زدند!!

تحریف کرده اند تو را تازیانه ها

از بس که حرفهای تو را نا به جا زدند

حالا که میشود اگر آن سالها نشد

پرسیدن همین که شما را چرا زدند؟؟

 


|+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 10:8 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

به عشق مولا امیرالمومنین علی (ع)

تا صورت پيوند جهـــــــــــــــان بود علي بود
تا نقش زمين بود و زمــــــــان بود علي بود

آن قلعه گشايي که در قلعـــــــــه ي خيبر
برکند به يک حملــــــــه و بگشود علي بود

آن گرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام
تا کـــــــــار نشد راست نياسود ، علي بود

آن شيــــر دلاور که براي طمـــــــــــع نفس
بر خوان جهـــــــــــــان پنجه نيالود علي بود

شاهي که ولي بود و وصــــي بود علي بود
سلطان سخــــــــــــــا و کرم و جود علي بود

هم آدم وهم شيث وهم ادريس و هم الياس
هم صالــــــــــح پيغمبــــــــر و داوود علي بود

هم موسي وهم عيسي وهم خضر وهم ايوب
هم يوسف و هم يونس و هم هــود علي بود

مسجـــــود ملايک که شد آدم ، ز علي شد
آدم چو يکي قبلـــــــــــه و مسجود علي بود

آن عارف سجّاد ، که خاک درش از قــــــــدر
بر کنگــــــره عرش بيفـــــــــــــــزود علي بود

هم اول و هم آخـــــر و هم ظاهـــــر و باطن
هم عابـــــــد و هم معبد و معبود ، علي بود

آن لحمک لحمـــــي ، بشنو تــــــا که بداني
آن يـــــــــــــار که او نفس نبي بود علي بود

موسي و عصــــا و يــــــــد بيضــــــــا و نبوت
در مصــــــــــر به فرعون که بنمود ، علي بود

عيسي به وجود آمدو في الحال سخن گفت
آن نطق و فصـــــــاحت که در او بود علي بود

خاتم که در انگشت سليمان نبي بود علي بود
آن نور خدايــــي که بر او بــــــــــــود علي بود

آن شاه سرافـــــــراز که اندر شب معــــــراج
با احمــــــــــد مختــــــــــار يکي بود علي بود

آن کاشف قرآن که خــــــــــــدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستــــــــود علي بود

آن شيـــــــــر دلاور که ز بهر طمــــــــع نفس
بر خوان جهـــان پنجه نيالـــــــــــود علي بود

 
چندان که در آفـــــــــــــاق نظر کردم و ديدم
از روي يقين در همه موجــــــــــود ، علي بود

اين کفر نباشد، سخـــــــن کفر نه اين است
تا هست علي باشد و تابــــــــــود علي بود

سرّ دو جهــــــــــــــان جمله ز پيدا و ز پنهان
شمس الحق تبريز که بنمـــــــود ، علي بود

 


|+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 11:46 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

بازم توی روضه 

پیچیده بوی سیب

دوباره پا داده یه حس غریب

بازم می نویسم

با چشمهای خیسم

سلام علیکم یا شیب الخضیب..............

|+| نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388 ساعت 3:4 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

بنوش از دست ساقي كوثر تا كه سيراب شوي اي دل

جنت اهل ولا نجف و بين الحرمينه

 

اون بهشتي كه ميگن حرم عباس  و حسينه

 

مست مستم ميكنه بوي ميخونه عباس

 

همه عالم ميدونن كه منم مجنون العباس


اي راهب كليسا ديگر مزن به ناقوس
خاموش كن صدا را نقاره مي زند توس

آيا مسيح ايران كم داده مرده را جان
جاني دوباره بردار با ما بيا به پابوس

خورشيد آسمان ها در پيش گنبد او
رنگي ندارد آن جا چيزي شبيه فانوس

روياي نا تمامم ساعات در حرم بود
باقي عمرم اما افسوس بود و كابوس


مریم آن کاخ عبادت را نیاز       دید چون در خویش آثار مخاض

وحی آمد گر چه هستی محترم       لیک بیرون شو بدین حال از حرم

این مکان غیر از عبادتگاه نیست       مسجد است اینجا ولادتگاه نیست

گر چه فرزندت بود عیسی ولی       فرق ها دارد مسیحا با علی

-----------------

لیک بهر فاطمه از آسمان       این ندا آمد که نزد ما بمان

فاطمه بنت اسد اُمّ اسد       غم مبادا بر دلت یکدم رسد

آمدی در کوی ما محزون مرو       مثل مریم از حرم بیرون مرو

کشتیم را نوح آوردی بیا       اهل حق را روح آوردی بیا

-----------------

کعبه یک در داشت آن هم مشرکان       رفت و آمد می نمودندی از آن

 گفت با خود هوش باش او حیدر است       نی سزاوار ورود از این در است

این بگفت و نعره بر افلاک زد       بحر مولا سینه ی خود چاک زد

 


 

|+| نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388 ساعت 2:22 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

+
|+| نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 8:36 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع) 

به مناسبت ماه پرسوز و غم محرم
بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir  می خواستم در مورد کربلاو امام حسین و حضرت عباس و عاشورا و ............. بنویسم دیدم شاید مطالب زیادی خونده باشید و شنیده باشید میخواستم در دل خودم رو بنویسم دیدم قبلا زیاد نوشتم خلاصه خیلی تو این چند روز فکرکردم دیدم بهترین چیزی که میتونم بگم اینه:

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir لطفا چشماتون رو ببندید واقعه رو در سال ۶۱ هجری بیاد بیاورید و حالا خودتون رو تو کربلا تصور کنید و با این متن حسینی باشید و اشک بریزید و حال کنید

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir کربلا هم که میری اول باید بری حرم اباالفضل (ع) اجازه بگیری میخوای درخونه امام رضا (ع) هم بری بگو یا عباس (ع) تو حریم اهل بیت نمیتونی بدون نام ابالفضل وارد بشی انشالله حرم حضرت عباس (ع) بری ما که رفتیم دیدیم خدا قسمت شما هم بکنه اگه رفتی کربلا دقت کن رو گنبد آقا سید الشهدا امام حسین (ع) کبوتر میشینه ولی رو گنبد حضرت عباس (ع) نمیشینه میدونی چرا :

در صحن اباالفضل در آن میخوانه

پرواز مکن کبوتر بی لانه

شرمنده تر از این نکنیدش  زیرا

او دست ندارد که بپاشد دانه

و در پایان خدایا ما را هیچ وقت از چشم خودت و حضرت اباالفضل (ع) ننداز آمین ............

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387 ساعت 1:45 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

 

بين ياران امير المومنين

 

روزي از ايام شد بحثي چنين

 

بعد از اهل بيت پاك مصطفي

 

كيست اندر رتبه محبوب خدا

 

هست سلمان لايق اين افتخار

 

يا ابا الفضل است صاحب اعتبار

 

الغرض هر كس كلامي تازه كرد

 

اعتقاد خويش را ابراز كرد

 

چون دلي آگاه در آن  مجمع نبود

 

بي نتيجه ماند آن گفت و شنود

 

زآن قياسي اشتباه و ناروا

 

خسته شد آزرده قلب مرتضي

 

شب رسيد و آن جماعت غرق خواب

 

آمدي در خواب ايشان بوتراب

 

ميخروشيد ازنگاه او غضب

 

گفت با  آنان چنين فخر عرب

 

شيعه ما گر بود گوهر شناس

 

كي كند عباس را با شخص قياس

 

عالمي مست گل ياس من است

 

علم سلمان كارعباس من است

 

گر نگاهي از سراحسان كند

 

هر دو عالم را به از سلمان كند

 

گر چه سلمان محرم اسرار ماست

 

گر چه فرموده است  پيغمبر زماست

 

ليك گر اهل زمين و آسمان

 

گر همه قدوسيان كروبيان

 

جملگي  گرسلمان شوند

 

در ميان كفه ميزان شوند

 

و از سرعباس درسوي دگر

 

رشته مويي گر شود اوجلوه گر

 

كفه سلمانيان همچون حباب

 

ميرود بالا و بالا با شتاب

 

ميرود تا آسمان هفتيمين

 

كفه عباس ماند در زمين

 

مظهرالله عباس من است

 

عاشق آگاه عباس من است

 

هيچ ياري از نبي نيست مثل او

 

چهارده معصوم اسير دست او

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 ساعت 12:4 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

 

 

شرح دعاي عرفه، خون دلِ خونِ خداست
فلسفه ي وجودي اش، غم تمام انبياست
بر دل حكومت مي كند هر جمله اش داني چرا؟
چون عرفه ورودِ به، محرم و كرب و بلاست

 

|+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387 ساعت 12:52 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

 ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم

گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم

دنیا اگر از یزید لبریز شود

ما پشت به سالار شهیدان نکنیم

|+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 9:18 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

ببینید سایتهای دشمنان چه جوری میخواهند عده ای را از مسیر منحرف کنند

قضاوت با شما.

 

اشکال:

 

از هشت ذي الحجه که کاروان اهل بيت از مکه حرکت کردند تا اول محرم الحرام  22  روز است و در ضمن فاصله مدينه تا مکه 470 کليومتر است و از مکه تا کربلا نيز 2500 کيلومتر است  . با توجه به اينکه کاروانيان بايد 5 بار در روز نماز بخوانند تقريبا 4 ساعت به اين امر اختصاص داده ميشد و اهل کاروان بايد 10 ساعت را ميخوابيدند که از 24 ساعت فقط 8 ساعت باقي مي ماند . يعني اين کاروان در طول 22 روز آنهم با هشت ساعت حرکت شبانه روزي بيش از 2900 کيلومتر را طي کرده است که با محاسبات دقيق در ميبابيد که اين کاروان معادل 14 تا 15 کيلومتر در ساعت سرعت داشت . و اين محال عقلي نشان از آن دارد که کل قضاياي کربلا خرافي و ساختگي است .

 

جواب

قبل از ورود در جواب به دو نکته اشاره ميکنيم

 

نکته 1 : اين اشکال نوشته فردي بنام سامان سويد است که ما بطور خلاصه عين مطالبي که در آن سايت بود را آورديم

نکته 2 : قبل از اصل جواب به اشتباهاتي که جناب سامان سويد در اين متن محققانه ( ! ) داشته اند ، اشارتي داريم

 

اشتباه اول : ايشان فاصله بين مدينه تا مکه را جزو 22 روز به حساب آوردند در حاليکه بنا بر قول بزرگانی بمانند ابن طاووس و ابن مغرم حضرت از روز هشت ذي الحجه از مکه به طرف کربلا حرکت کردند و اصلا ربطي به مدينه ندارد . چرا که حضرت سه ماه قبل از حرکت به طرف کربلا مسافت بين مدينه تا مکه را طي کرده و ساکن مکه شده بودند .

 

اشتباه دوم : به اتفاق تمام تاريخ نويسان کربلا ،  کاروان اهل بيت روز دوم محرم الحرام به کربلا رسيده است و عجب است از فردي که خود را منتقد مسائل اسلامي ميداند چنين اشتباه فاحشي از او سر ميزند و ميگويد : ورود اهل بيت اول محرم الحرام بوده است !

 

 

اشتباه سوم : اولا : سنت رسول خدا و تمام يارانش موقع سفر اين بود که  بين دو نماز جمع ميکردند { همچنانکه ما در بحث هاي قبلي با مدرک معتبر اهل تسنن ثابت کرديم }  بنا بر اين نمازها در سه نوبت خوانده ميشد نه پنج نوبت ثانيا : وقت و اندازه 17 رکعت نماز خواندن را 4 ساعت دانستن ،  نشان ار آن دارد که نگارنده ( يعني سامان سويد ) علاقه شديدي به نماز دارد !

 

اشتباه چهارم : بر فرض که همه اشتباهات ايشان را ناديده بگيريم . باز هم ايراداتي در اصل محاسبات ايشان وجود دارد . بر فرض ِ محال که کاروان اهل بيت 2970 کيلومتر را طي کرده باشند . بر فرض ِ محال  که 22 روز اين مسير را طي کرده باشند و بر فرض محال هر روز فقط هشت ساعت را طي مسافت کرده باشند . بايد گفت اين کاروان قريب 17 کيلومتر در ساعت سرعت داشتند نه بين 14 تا 15 کيلومتري که ايشان ذکر کردند  . اين مطلب نشان از آن دارد که نگارنده مطلب حتي در محاسبات به اصطلاح دقيق خود هم دچار اشتباه شده است { حتما با چرتکه حساب کرده بود !}

 

اشتباه پنجم : ايشان 4 ساعت را  براي تمام نمازهاي واجب اختصاص دادند  و 10 ساعت را هم براي خواب کنار گذاشتند . در آخر فرمودند : 8 ساعت باقي ميماند که اهل بيت طي مسافت ميکردند  . اگر خوب دقت کنيد در ميابيد که شب و روز بنزد قبيله سامان سويد فقط 22 ساعت است !

اصل جواب

 

کاروان اهل بيت از روز هشتم ذي الحجه از مکه به طرف کربلا حرکت کردند و روز دوم محرم الحرام يعني بيست و سه روز بعد از حرکت ، به کربلا رسيدند . در طول اين مدت ( بنا بر اقوال قوی در میان تاریخ نویسان کربلا ) کاروان در نوزده منزل به استراحت پرداخت که معادل نسبي فاصله هر منزل تا منزل بعدي بين دو تا شش فرسخ است  يعني بين 12 تا 36 کيلومتر که اگر ما تمام منازل را 6 فرسخ به حساب آوريم  من حيث المجموع کاروان نزديک به 700 کيلومتر راه که اگر ما هزار کلیومتر هم حساب کنیم باز هم حرکت حضرت کاملا عادی به نظر می رسد

نکته مهم آن است که در نظر داشته باشيم در آن زمان حرکت کاروانها به طور مستقيم بوده نه اينکه تمام مرز يک کشور را دور بزنند بعد وارد خاک آن کشور شوند

 

خلاصه : حرکت اهل بيت از مکه به کربلا در يک خط مستقيم در نوزده منزل صورت گرفت که با توجه به فاصله منزل ها  وهمچنين ملاقات و گفتگوهائي که حضرت در بين راه با افراد مختلفي بمانند فرزدق  وغيره داشتند . حرکت کاروان اهل بيت کاملا عادي است .

عده ای هم گفتند آنها سوارکاران ذبده ای نبوده اند پس نمیتوانند با این سرعت را را طی نموده باشند

در جواب آن روشنفکرزده ها همین بس که : یک اسب عادی با یک سوار کاری عادی اعماززن و بچه  میتواند ۲۰ کیلومتر هم سرعت داشته باشد و این کاملا عادی است(دوستان میتوانند ازیک سوارکارمعمولی هم بپرسند تاپاسخ رادریابند)

 وقتي اينچنين شبهات بي پايه و اساس را آنهم با آن همه آب و تابي که در سايتهايشان است ميبينيم ، ياد ِ کلام امام سجاد عليه السلام ميافتيم که فرمودند : خداي را شاکريم که دشمنان ما را از احمق ها قرار داده است

پس ببنید که اگر شخص عادی این مطلب را بخواند و جواب عقلانی را بررسی نکند شاید به شک دچار شود ببنید دشمنان چه طور با افکار عده ای ساده لوح بازی میکنند پس باید خیلی مراقب بود یا علی مدد.


|+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387 ساعت 10:38 AM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

مزخرفات تاكي؟؟؟؟

مزخرفات تا كي ؟؟؟؟

در اينترنت داشتم جستجو ميكردم به موردي بر خورد كردم و متني رو خوندم  (در يكي از سايتهاي ضد دين)  كه خيلي خنده ام گرفت البته قبلا چند مورد ديگر را براي شما نوشته بودم و با دليل و مدرك برايتان اثبات كردم كه  چقدراحمقانه مي نويسنداين سايتها تا شايد عده اي كه اطلاع كافي ندارند و يا سست ايمان هستند را از راه به در كنند و اما نوشته اين دوستمان كه به طنز بشبيه بودو ردحرفهاي او و قضاوت شما خواننده گرامي !

نوشته بود حضرت عباس  3بردار داشت و در واقعه كربلا به برادران خود گفت شما قبل از من به ميدان برويد كه اگر كشته شديد ارث شما به من برسد و بعد از من به پسرم!!!!! و بعد نوشته بود ببينيد اين است حضرت عباس كه به فكر ارث بوده است آن هم در آن موقع!!!!!

و اما جواب اين كافر:

اين ابله آنقدر بي اطلاع از قوانين اسلام  بوده و انقدر بي مطالعه كه نميدانسته است  در اسلام  بعد از وفات  شخص ارث به چه كساني ميرسد يا شايد هم فكر ميكرده حضرت عباس (ع) از قوانين اسلام بي اطلاع بوده(كسي كه در دامن امام علي (ع) و محضر  امام حسين پرورش يافته بود) ببينيد چطور عده اي ميخواهند روح معنوي ايشان را به ماديات گره بزنند حضرت عباس(ع) اگر دنبال دنيا بود كه امان نامه شمر(لعنت الله) را قبول مي كرد  يا مثل خيلي هاي ديگه امام حسين (ع) را همراهي نمي كردند در اين سفر

   و اما  حقيقت و قضاوت:

1-نويسنده: شهيد مطهرى مطابق معتبرترين نقلها اولين كسى كه از خاندان پيغمبر شهيد شد،جناب على اكبر و آخرينشان جناب ابوالفضل العباس بود،يعنى ايشان وقتى شهيد شدند كه ديگر از اصحاب و اهل بيت كسى نمانده بود،فقط ايشان بودند و حضرت سيد الشهداء.آمد عرض كرد:برادر جان!به من اجازه بدهيد به ميدان بروم كه خيلى از اين زندگى ناراحت هستم.جناب ابوالفضل سه برادر كوچكترش را مخصوصا قبل از خودش به ميدان فرستاد و گفت برويد برادران من مى‏خواهم اجر مصيبت‏برادرانم را برده باشم

2- كسانی كه بواسطه خویش ارث می‌برند سه دسته هستند: 1) پدر و مادر و اولاد میت و با نبودن اولاد، اولادِ اولاد هرچه پائین روند هر كدام آنان كه به میت نزدیكتر است ارث می‌برد و تا یك نفر از این دسته هست دسته دوم ارث نمی‌برند. 2) جد یعنی پدربزرگ و پدر او هرچه بالا رود و جدهّ یعنی مادربزرگ و مادر او هر چه بالا رود پدری باشند یا مادری و خواهر و برادر و با نبودن خواهر و برادر، اولاد ایشان هر كدام آنان كه به میت نزدیكتر است ارث می‌برد و تا یك نفر از این دسته هست دسته سوم ارث نمی‌برند. 3) عمو و عمه و دایی و خاله هر چه بالا روند و اولاد آنان هرچه پایین روند و تا یك نفر از عموها و عمه‌ها و دائی‌ها و خاله‌های میت زنده‌اند، اولاد آنان ارث نمی‌برند. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج2, م2728)

((( پس با توجه به قانون ارث  تا وقتي مادر ايشان حضرت ام البنين زنده بودند به  ايشان ارث مي رسيده و بعد هم به پسرشان  جناب فضل ابن عباس(ع) .و نه به برادران و خواهران ديگر پس همه  با هم به مزخرفات دشمنان كه مي خواهند جلوه ايشان و ديگر اهل بيت را خراب كنند ( البته این مردان خدا بزرگتراز آن هستند که ما در موردشان حرفی بزنیم) ميخنديم و مي گوييم:حتما موقعی هم که ایشان آب رادر علقمه نخوردند به دنبال ارث بودند آخه  اینها یعنی عقل  و منطق ندارند یا سر در آخور روشنفکری کرده اند ؟؟!!!!پس باتوجه به دلایل محم بالا در موردارث فهمیدیم که این احمق های ضددین مزخرف میگویند تاعده ای رامنحرف سازندولی هنوز ابله تراز آن  هستند که بخواهند حرف درستی بزنند.بترسید از خشم حضرت ابوالفضل العباس(ع) که همانا خشم خداست و زندگی شما را نابود خواهد ساخت اگر بر شما خشم گیرد.


کی شود دریا ز پوز ســـــگ نجس ؟
کی شود خورشید از پف منطمس ؟
مه فشاند نور و ســـــــگ عوعو کند
هر کـــسی بر طـــینت خود می تند

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387 ساعت 12:33 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

هزار  حاجتم اما  رسيده ام امشب

كه چشم بر قدم سرور كرم يزنم

لحظه اي كه دو چشم او باز شد

چشم ها قبله گاه  دريا شد

تا كه بالا روند از دوشش

بين طفلان دوباره دعوا شد

دشمن از دور هم نظر مي زد

قامتش  قد آسمانها شد

دست بر دامن كرامت او

همه آبهاي دنيا شد

تيغ تا در مصاف بردارد

آسمان هم شكاف بردارد

چه مهيب است برق چشمانش

كه ترك كوه قاف بر دارد

بدن او زره نمي خواهد

تيغ را بي غلاف بر دارد

نيست ممكن كه در برابر خصم

لحظه اي انعطاف بر دارد

بوسه از خاك  پاي او جبرئيل

لحظه هاي طواف بر دارد

مشك را روي دوش تا مي برد

دل  از اين خاك تا خدا مي برد

گره اي بين ابروان افتاد

رعد و برقي در آسمان افتاد

كيست اين مرد غيرت و طوفان

كه سپاهي نفس زنان افتاد

اين جواني حيدر است آري

سايه اش  سمت بيكران افتاد

دم تيغش كه ذوالفقار عليست

ضربه اي زد كه كهكشان افتاد

قدم ميزد زمين تلاطم كرد

لشگري دست و پاي خود گم كرد

خويش را قبله گاه اين ميدان

كعبه را قبله گاه دوم كرد

شور آتش فشان شروع شده است

قدرت حيدري دوباره رو شده است

كودكان تشنه اما رفت

خبري آمد كه واي سقا رفت

ناله اي زد رباب در خيمه

طفلم از دستم اي خدا رفت

در كنار شريعه به نيت او

سر سر نيزه هاي به بالا رفت

به سر پيكري كه بي دست است

قد كمان  پر شكسته زهرا رفت

مي كشد تير ز چشمان تو با دست كبود

   در جنان محمد(ص)تو را دید و رفت از هوش

|+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 12:21 PM  توسط علی عاشق خدا و عشقش ابوالفضل العباس (ع)  | 

 
onLoad and onUnload Example